۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۱, شنبه

بررسی فرد دگرجنس باور از دیدگاه روانشناسان ( بخش سوم )

بررسی فرد دگرجنس باور از دیدگاه روانشناسان ( بخش سوم )

بحث و نتیجه گیری: در نمونه مورد نظر محققین مشخص شد که عمل جراحی تغییر جنسیت، تا حدودی مشکل هویت جـ.نـ.سـ.ی بیماران را حل کرده است و آنان را قادر ساخته است که در نقش جـ.نـ.سـ.ی جدیدشان زندگی کنند.
از نظر اعمال روانی 75% افراد مورد بررسی در محدوده نرمال رفتار می کردند – در کل می توان گفت که این افراد تفاوت چندانی با هم سن و سالهای خود و سایر اعضاء جامعه، از نظر رفتاری نداشتند.

بر اساس تست بم، تمامی ترنس های مورد بررسی _ مرد به زن_ در ارتباط با نقش جـ.نـ.سـ.ی خود، نقشهای کاملاً زنانه از خود نشان می دادند، اما در مورد ترنس های زن به مرد، 67% افراد نقش مردانه را دارا بودند و 33% باقیمانده نقشهای هردو جنس را به صورت توأمان دارا بودند که البته بر اساس انتخاب خودشان از نقشهای زنانه و مردانه بود.

از نظر صفات و ویژگیهای زنانگی _ مردانگی، بر اساس مقیاس MF، تمامی ترنسهای مرد به زن با هویت زنانه خود کنار آمده بودند، حتی در 33% موارد در آنها حالات اغراق آمیز زنانگی مشاهده می شد که با آن حالت حساسیت افراطی یا نیمرخ اسکارلت آهارا گفته می شود. با این وجود علاقمندی آنان به مشاغل بیرون از خانه و فعالیت در اجتماع، در تمامی موارد دیده می شد. تمامی مردان ترنس _ ترنس های زن به مرد _ ویژگیهای افراطی مردانگی را در تست نشان دادند، با این وجود گرایشات زیبایی شناختی زنانه را از خود بروز می دادند.

این نتایج که از مقیاس MF بدست آمده است توسط تست صفات جـ.نـ.سـ.یـ.تی بم نیز تأیید شد، بدین گونه که در این تست همه ترنسهای زن به مرد، صفات زنانگی و مردانگی را (صفات دو جـ.نـ.سـ.یـ.تی) توأمان نشان می دادند که می تواند بیانگر ویژگیهای مردانه همراه با گرایشات زیبایی شناختی زنانه باشد.

ترنس های مرد به زن نیز در 33% موارد صفات دو جـ.نـ.سـ.یـ.تی داشتند و 67% باقیمانده یا دارای گرایشات نرمال زنانه بودند (33% ) و یا گرایشات افراطی زنانه – نیمرخ اسکارلت آهارا داشتند (33%).

شایان ذکر است که اگر چه نقش جـ.نـ.سـ.ی و هویت جـ.نـ.سـ.ی با هم ارتباط دارند ولی این بدین معنا نخواهد بود که اگر فردی تمامی رفتارها و خصوصیات یک جـ.نـ.سـ.ی ( زن/ مرد ) را نداشته باشد، از لحاظ هویتی دچار مشکل است، چراکه اغلب زنانی با هویت سالم زنانه اما صفات و ویژگیهای مردانه و مردانی با هویت سالم مردانه اما گرایشات لطیف زنانه، مشاهده می شوند و این مسئله می تواند به این دلیل باشد که هویت جـ.نـ.سـ.ی احساس درونی شخص از زن و مرد بودن خویش است ولی نقشهای جـ.نـ.سـ.ی انتظارات فرهنگی هستند که جامعه از زن و مرد دارد و در شکل گیری نقش جـ.نـ.سـ.ی بر خلاف هویت جـ.نـ.سـ.ی که جنسیت بیولوژیکی نقش ویژه ای دارد یادگیریهای فرد در طول دوران زندگی مهم است.

ساندرا بم، سازنده تستهای صفات جـ.نـ.سـ.یـ.تی و نقش جـ.نـ.سـ.یـ.تی نیز عقیده دارد که نقشها و صفات زنانه و مردانه می تواند در هر دو جنس دیده شود و در این خصوص افراد ترنس سـ.کـ.شـ.وال بیشتر از سایرین صفات و نقش های هر دو جنس را نشان می دهند.

بنابراین با اتکا به نتایج حاصل از تستها و مصاحبه نیمه سازمان یافته ای که در ارتباط با احساس فرد از زن یا مرد بودن خویش، صورت گرفت ( بیانگر این مطلب که 67%  زنان کاملاً احساس زن بودن داشتند و 67% مردان نیز کاملاً احساس مرد بودن داشتند)، محققان به این نتیجه رسیدند که اکثر افراد مورد پژوهش (67% ) بطور قاطع با هویت جـ.نـ.سـ.ی جدید خود کنار آمده اند هر چند که می توانند نقش و صفات جـ.نـ.سـ.یـ.تی هر دو جنس را دارا باشند.

سایر افراد باقیمانده نیز تا حد زیادی با هویت زنانه یا مردانه جدید خود کنار آمده بودند، (22% ترنسهای مرد به زن و 33% ترنس های زن به مرد) و این افراد اعلام کردند که تقریباً بیشتر مواقع احساس زن / مرد بودن داشته اند و در مقیاس MF نیز صفات مردانه یا زنانه مطابق با جنسیت جدید خود را دارا بودند – البته در برخی موارد گرایش به سمت صفات دو جـ.نـ.سـ.یـ.تی مشاهده  میشد که با این وجود برافراشتگی بیشتر متمایل به سمت جنسیت جدید فرد بود.

شایان ذکر است که انطباق پیدا کردن با هویت و نقش جـ.نـ.سـ.ی جدید علاوه بر مرور زمان به فاکتور مهم دیگری نیازمند است که پذیرش اجتماع از این افراد می باشد و مناسب بودن بستر فرهنگی لازم برای فعالیت این افراد که متأسفانه در کشور ما ایران، این شرایط اجتماعی مهیا نمی باشد.

یکی از موارد دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد تداوم روان درمانی بعد از عمل جراحی تغییر جنسیت است چراکه عمل جراحی شرط لازم برای درمان است اما کافی نیست و تنها گام اول درمان است و چه بسا مشکلات بیشتری را برای فرد ایجاد کند. لذا مراقبتهای روانی _ اجتماعی بعد عمل جراحی برای این بیماران ضروری خواهد بود تا اثر بخشی عمل جراحی را هر چه بیشتر نمایان کند

علاوه بر این موارد، عوامل دیگری نیز وجود دارد که فرد بیمار را در انطباق با هویت و نقش جـ.نـ.سـ.ی جدیدش یاری می کند، این موارد شامل:

عمل جراحی موفقیت آمیز ( از نظر عملکرد طبیعی اندام تناسلی)،
نبود بیماریهای روانی همراه،
داشتن شریک جنسی،
رضایتمندی از زندگی جنسی،
روابط بین فردی،
وضعیت اقتصادی و درآمد کافی،
پذیرش اعضاء خانواده و سیستم حمایتی قابل ملاحظه می باشد.

بر اساس مصاحبه صورت گرفته با افراد مورد بررسی مشخص شد که عوامل فوق در تطابق آنها با هویت جـ.نـ.سـ.ی جدیدشان نقش مهمی را داشته است و روند بهبود آنها را سرعت بخشیده است. وجود حمایتهای اجتماعی، بویژه حمایت اعضاء خانواده در انطباق بهتر بیماران پس از عمل تغییر جنسیت، نقش مهمی را ایفا می کند. مطالعات نشان داده است که واکنش مثبت اعضاء خانواده و حمایت آنها از بیماران، قیل و بعد از عمل، با پیش آگهی بهتر و انطباق بیشتر و موفق تر بیمار همراه بوده است.

در نمونه مورد بررسی مشخص شد که 67% موارد از سیستم حمایتی قابل ملاحظه ای برخوردار بودند و در 45 % ترنسهای مرد به زن، تمامی اعضاء خانواده موضوع بیمار را پذیرفته بودند و در 22% موارد اغلب اعضاء خانواده موضوع را پذیرفته بودند. در ترنسهای زن و مرد، در 100% موارد تمامی اعضاء خانواده موضوع را پذیرفته بودند.

داشتن شریک جـ.نـ.سـ.ی از این جهت دارای اهمیت است که هویت جـ.نـ.سـ.ی جدید بیمار توسط فرد دیگری ( شریک جـ.نـ.سـ.ی ) تأیید و کاملاً پذیرفته می شود و به او در داشتن نقش جدید کمک می کند.

در نمونه مورد بررسی 89% ترنسهای مرد به زن و 100% ترنسهای زن به مرد شریک جـ.نـ.سـ.ی داشته اند و 44% ترنسهای مرد به زن و 100% ترنسهای زن به مرد از زندگی جـ.نـ.سـ.ی خود احساس رضایت داشتند.

داشتن یک آلـ.ت تـ.نـ.اسـ.لی با عملکرد نرمال، بعد از عمل تغییر جنسیت، سبب می شود که رضایت فرد از عمل جراحی و جنسیت جدیدش بیشتر باشد و از سوی دیگر این مورد می تواند در ارتباطهای جـ.نـ.سـ.ی بیمار نیز مهم باشد. 67% ترنسهای مرد به زن در این پژوهش، عملکرد طبیعی و مناسب اندام تـ.نـ.اسـ.لی را گزارش کردند. این رقم در ترنسهای زن به مرد 33% بود.

روابط بین فرد در 22% موارد ترنس مرد به زن همواره با ثبات گزارش شده است و در 34% موارد مرد به زن این روابط اخیراً رو به بهبود گذاشته است. این امر سبب شد که رضایت کامل از روازط بین فردی در این افراد 67% افزایش پیدا کند. در گروه بیماران زن به مرد 67% روابط بین فردی همواره با ثبات گزارش شده است . 100% آنها از این روابط رضایت کامل داشته اند.

وضعیت اقتصادی از دیگر فاکتورهای مهم است که مورد بررسی قرار گرفته است. 67% ترنس های زن به مرد همواره شغل با ثباتی را داشته اند. در ترنس های مرد به زن این رقم 33% بوده است و بقیه موارد ترنس های مرد به زن گرچه شغل ثابتی نداشته اند اما از حمایتهای مالی خانواده برخوردار بوده اند.

آمار ارائه شده در مورد هر یک از عوامل مؤثر در انطباق بیمار با وضعیت جدیدش، بیانگر این نکته است که این عوامل نقش بسیار مهمی در بهبود وضعیت بیماران بعد از عمل جراحی داشته است و انطباق ضعیف بعد عمل جراحی نیز می تواند به علت ضعف این عوامل باشد.

آنچه مسلم است این است که در جامعه ما با وجود نگرشهای منفی در باب بیماران ترنس سـ.کـ.شـ.وال و عدم وجود بستر سازی مناسب فرهنگی و اجتماعی، اغلب این بیماران دارای وضعیت نابسامانی هستند و نبود مراقتهای روانی _ اجتماعی و حمایتهای خانوادگی، شانس بهبود فرد را بعد عمل جراحی تغییر جنسیت بسیار کمتر خواهد کرد و براین اساس عمل جراحی تغییر جنسیت، درمان نهایی و قطعی نخواهد بود و لزوم روان درمانی و مشاوره های اجتماعی، برای درمان قطعی این بیماران، همواره احساس خواهد شد.

نویسنده : کوروش اشکبوس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر